سديد الدين محمد عوفى

مقدمهء مصحح 69

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

در معرفى ايشان به نوعى هنر و ذوق خرج كرده كه خواننده نه تنها آنها را دشمن نمىدارد بلكه در دل تعلق خاطرى هم نسبت بدانها احساس مىكند ، دزدان عوفى عموما جوانمردند و عيار و از كرم و مروت با بهره ، با چشمى عبرت‌بين و دلى آگاه و هوشيار ، و گدايان او نيز سخنوران بليغى هستند كه به سحر بيان از مردم گدايى مىكنند و اين خود نه تنها عيب نيست بلكه هنرى است از نوع هنر شاعران مديحه‌سرا و شعراى اهل كديه ، و آن دسته از سائلان هم كه سحر بيان ندارند چنان به آداب طرارى و غرور واردند كه همين استادى عذرخواه گناه و تقصير ايشان است و خوانندهء باذوق و لطيف آنهمه هشيارى و چابكى را مىستايد و گناهشان را مىبخشد . در باب دهم در مذمت خلف وعده و خلاف با آنكه خود نسبت به قباجه از بىوفايان روزگار است معذالك در ترازوى اخلاق اين صفت را مذموم مىشمارد و از آن منع مىكند . فقدان حوادث عصرى و تاريخها در حكايات تاريخى سعى فراوان عوفى در حفظ و نگهدارى عادات و رسوم گذشته و نقل درست آنها وى را نسبت به وقايع روز بىاعتنا كرده است بطوريكه از حوادث عصرى چيزى از جوامع الحكايات به دست نمىآيد ضمنا عدم ذكر سنوات در حكايات تاريخى هم يكى از نواقص عمدهء اين مجموعه است ، گذشته از اين نوعى بىترتيبى در حكايات ملاحظه مىشود . در بعضى موارد هم در صحت و سنديت مطالب ترديد كرده است و از اينرو پاره‌اى تناقضات و اشتباهات در حكايات راه يافته . صرف‌نظر ازين عيب در هر باب حكايات متعددى كه داراى حقايق تاريخى است به رشتهء تحرير درآمده است . جوامع الحكايات در شيوهء انشاء مسلما متأثر از نسخ اصل و سرمشق است . غير از ديپاچهء كتاب كه كاملا منشيانه و متكلفانه است و مقدمه‌ها و خاتمه‌هاى فصول كه اقتضاى اين حال را دارد در بقيه بيشتر تابع سادگى و كمتر پيرو صنعتگرى است . نثر اين كتاب نثرى سالم و كامل است ، اجزاى جمله در جاى اصلى خود نشسته ، فقط گاهى در مقدمه‌ها و خاتمه‌هاى